قارچ گانودرما

تاثیر گانودرما لوسیدوم بر بیماری های عصبی

چکیده

صد ها سال است که در کشور های آسیایی، گانودرما لوسیدوم به طور گسترده ای جهت بهبود سلامت و طول عمر مورد استفاده قرار می گیرد. عملکرد های دارویی که گزارش شده است شامل فعال شدن پاسخ های ایمنی ذاتی، سرکوب تومور و تعدیل تکثیر سلولی است. ثابت شده است که پلی ساکارید های گانودرما لوسیدوم سبب تنظیم سیستم ایمنی می گردد. در سال های اخیر، مطالعات متعددی در زمینه اثرات محافظتی این قارچ در برابر سیستم عصبی صورت گرفته است. اعتقاد بر این است که گانودرما لوسیدوم اثرات محافظتی بر سیستم عصبی داشته و این موضوع توسط محققان تایید شده است. به طور ویژه، وجود ترکیبات تری ترپنوئیدی موجود در گانودرما لوسیدوم سبب افزایش بقای سیستم عصبی و کاهش خستگی می شود. علاوه بر این، استفاده بالقوه از این قارچ در درمان بیماری های عصبی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نشان داده شد که استفاده طولانی مدت از گانودرما لوسیدوم روند پیشرفت بیماری آلزایمر را کند می کند. این اثرات محافظتی با افزایش فرایند نوریتوژنز و کاهش پیری سلول های عصبی حاصل می شود. این مطالعه، مروری بر مطالعات صورت گرفته در زمینه اثرات محافظتی گانودرما لوسیدوم بر سیستم عصبی است.

مقدمه

قارچ ها تاریخچه طولانی در طب سنتی شرقی دارند. قارچ های گانودرما لوسیدوم متعلق به شاخه Basidiomycota  و خانواده Polyporaceae هستند. در سراسر جهان، گونه گانودرما لوسیدوم که در زبان چینی تحت عنوان Lingzhi شناخته می شود، با عنوان “قارچ جاودانگی” یاد می شود. قارچ های بازیدیومیست عالی دارای ترکیبات بیولوژیکی فعالی در اندام بارده، کشت میسلیومی و کشت مایع هستند. قارچ های دارویی دارای ویژگی هایی همچون فعالیت های ضد توموری، تعدیل کنندگی سیستم ایمنی، آنتی اکسیدانی، قلبی عروقی، ضد فشار خون، ضد ویروسی، ضد باکتری، ضد انگلی، ضد قارچی، سم زدایی، محافظت از کبد و عملکرد ضد دیابتی هستند. در کارآزمایی های بالینی جدید، گانودرما لوسیدوم اثرات قابل توجهی در درمان سرطان، افزایش چربی خون، نوراستنی، بی خوابی و … از خود نشان داده است. علاوه بر این، بطور گسترده ای در جلوگیری از چاقی، کاهش کلسترول، حفظ سلامت روده، کاهش فشار خون، کنترل دیابت و تحریک پروبیوتیک ها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع ترکیبات زیستی فعال از جمله پلی ساکارید ها، تری ترپنوئید ها و پروتئین ها از اندام بارده، میسلیوم و اسپور گانودرما لوسیدوم قابل استخراج است.

نشان داده شد که پلی ساکارید های گانودرما لوسیدوم (GLP) دارای فعالیت های ضد توموری و تعدیل کنندگی سیستم ایمنی هستند. به خوبی شناخته شده است که گانودرما لوسیدوم دارای منبع غنی از متابولیت های ثانویه مانند پلی ساکارید ها و تری ترپنوئید است و این امکان وجود دارد که هر دو پروفایل پلی ساکاریدی و تری ترپنوئیدی بتوانند در تمایز گونه های مختلف گانودرما لوسیدوم با توجه به طبقه بندی آن ها به کار روند. Sun و همکارانش به کمک روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) به توصیف ویژگی های گونه های مختلف جنس گانودرما با توجه به پروفایل پلی ساکاریدی آن ها پرداختند. برای اولین بار Zhao در سال ۲۰۰۴ مطالعه ای در زمینه تاثیر عصاره پلی ساکاریدی استخراج شده از GLP بر کشت های عصبی قشر مغز موش های در معرض کاهش یا افزایش اکسیژن (H/R) انجام داد. وی گزارش کرد افزودن GLP (100، ۱۰، ۱ میکروگرم/میلی لیتر) سبب افزایش بقای سلول های عصبی گردیده است. علاوه بر این، همین مقدار GLP (100، ۱۰، ۱ میکروگرم/میلی لیتر) به طور قابل توجهی موجب کاهش  تولید گونه های اکسیژن فعال و مقدار مالون دی آلدهید و افزایش فعالیت منگنز سوپراکسید دیسموتاز (Mn SOD) گردید، همچنین انتقال فاکتور هسته ای کاپا B القا شده توسط H/R را مسدود کرد. این یافته ها نشان می دهد GLP در درمان استرس اکسیداتیو ناشی از H/R مفید بوده و Mn-SOD در اثرات حفاظتی GLP در برابر آسیب های حاصل از H/R نقش مهمی ایفا می کند.

در سال های اخیر، تعداد مطالعات انجام شده در زمینه اثرات محافظتی گانودرما لوسیدوم بر سیستم عصبی رو به افزایش بوده است. این مطالعه مروری بر برخی بیماری های عصبی (پارکینسون، آلزایمر، آسیب طناب نخاعی و صرع) که گانودرما لوسیدوم می تواند تاثیر مفیدی بر آن ها داشته باشد، صورت داده است.

  • آسیب طناب نخاعی

Zhang و همکارانش تاثیر پروتئین های حاصل از اسپور گانودرما لوسیدوم (GLS) را بر نورون های حرکتی نخاعی در موش های صحرایی بررسی کردند. آزمایشات در سه گروه شاهد، تیمار نشده و تیمار شده با GLS به مدت ۱۴ روز انجام شد. ۶ پروتئین مختلف از این سه گروه شناسایی شد. این پروتئین ها عبارتند از: پروتئین میانجی پاسخ به کلاپسین (CRMP-2)، زیر واحد بتا پروتئین F-اکتین (FCP-β)، زیر واحد بتا آنزیم ایزوسیترات دهیدروژناز (IDH-β)، ATPase، گلوتامات اگزالواستات ترانس آمیناز-۱ (GOT1) و پیروات کیناز M2 (M2-PK). میزان CRMP-2 ، IDH-β ، ATPase و GOT1 در گروه های تیمار شده با GLS بالاتر بود. در حالیکه بیان FCP-β و M2-PK کمتر بود. می توان نتیجه گرفت، GLS در بقا و بازسازی آکسون نورون های حرکتی نخاعی آسیب دیده موش صحرایی تاثیر گذار است.

Gokce و همکارانش در مطالعه ای بررسی کردند آیا GLP می تواند از طناب نخاعی پس از آسیب آن به صورت تجربی محافظت کند یا خیر. پس از تجویز GLP ، فعالیت آنزیم کاسپاز ۳ در بافت ، سطح فاکتور نکروز توموری آلفا ، فعالیت میلوپراکسیداز ، سطح مالون دی آلدئید و نیتریک اسید کاهش یافت. علاوه بر این، وی گزارش کرد که تیمار با  GLP، نتایج بهتری در ارزیابی های بافت شناسی، فراساختاری و عملکردی نشان داد.

  • بیماری آلزایمر

افزایش روند نوروژنز یک استراتژی امیدوارکننده در درمان اختلال شناختی مرتبط با بیماری آلزایمر (AD) است. مشاهده شده است که تجویز خوراکی پلی ساکاریدها و عصاره آبی گانودرما لوسیدوم با تکثیر سلول های پیش ساز عصبی (NPC)، موجب افزایش نوروژنز و کاهش اختلال شناختی در موش های تراریخته آلزایمری گردید. همچنین، GLP سبب خود نوسازی NPC در کشت های سلولی گردید. یافته ها نشان می دهد که GLP می تواند به عنوان یک عامل موثر در درمان اختلالات شناختی مرتبط با بیماری های عصبی باشد.

مطالعات اخیر فقدان پروتئین چگالی سیناپسی در هر نورون طی پیشرفت بیماری آلزایمر را نشان دادند. اخیراً گزارش شده است که بتا آمیلوئید (Abeta) می تواند با اختلال عملکرد سیناپسی در بروز آلزایمر نقش داشته باشد. Lai و همکارانش بیان کردند که عصاره آبی گانودرما لوسیدوم با حفظ پروتئین چگالی سیناپسی یا سیناپتوفیزین، سمیت ناشی از Abeta را کاهش می دهد. مطالعات بیشتر نشان داد گانودرما لوسیدوم سبب کاهش فسفریلاسیون JNK، c-Jun و p38 MAP کیناز در نورون های تحت تاثیر با Abeta گردید. نتایج این فرضیه را اثبات می کنند که گانودرما لوسیدوم می تواند اثرات سمی Abeta در بیماری آلزایمر را متوقف کند.

Qin و همکارانش تاثیر گانودرما لوسیدوم در درمان موش های تراریخته APP/PS-1 در بیماری آلزایمر را بررسی کردند. موش های تراریخته APP/PS-1 به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه های تیمار شده با گانودرما لوسیدوم [با دوز بالای ۲۲۵۰ mg/(kg·d) و دوز متوسط ۷۵۰ mg/(kg·d)] و گروه کنترل مثبت (تیمار شده با دونپزیل هیدروکلراید [[۲ mg/(kg·d)). علاوه بر این، موش های وحشی نژاد C57BL/6J به عنوان گروه عادی انتخاب شدند. حیوانات به مدت ۴ ماه تحت درمان قرار گرفتند. در گروه های تیمار شده با گانودرما لوسیدوم با دوز بالا و متوسط، پلاک های پیری و کلافه های عصبی در مخ و مخچه حل شده یا ناپدید شدند. کاهش آنژیوپاتی آمیلوئید در هر دو گروه تحت درمان با گانودرما لوسیدوم مشاهده شد. نورون های نابالغ بیشتری در هیپوکامپ و هسته دندانه دار گروه های تیمار شده با گانودرما لوسیدوم نسبت به گروه دونپزیل هیدروکلراید مشاهده شد. در گروه های تیمار شده با غلظت های متفاوت گانودرما لوسیدوم، سلول های بنیادی عصبی بیشتری در مخچه رشد کردند. بررسی الکترومیکروسکوپی نشان داد که نورون های ناحیه هیپوکامپ در گروه های تیمار شده با گانودرما لوسیدوم یکپارچه بوده و غشای هسته ای سالمی دارند و میتوکندری در سیتوپلاسم، شبکه آندوپلاسمی، دستگاه گلژی، میکروتوبول ها و سیناپس ها نیز کامل بود. سلول های میکروگلیال هیچ وضعیت غیر طبیعی نشان ندادند. هیچ سمیتی در نمونه های پاتولوژیک موش های تیمار شده با گانودرما لوسیدوم مشاهده نشد. می توان نتیجه گرفت، گانودرما لوسیدوم موجب حل شدن یا کاهش پلاک های پیری و کلافه های عصبی در مغز موش های مبتلا به آلزایمر شده و آنژیوپاتی آمیلوئید را کاهش می دهد.

  • بیماری پارکینسون

بیماری پارکینسون (PD) یک بیماری دژنراتیو ناتوان کننده و شایع ناشی از فقدان سلول های عصبی دوپامین، به ویژه در جسم سیاه است. مهم ترین روش درمانی پارکینسون، تجویز لوودوپا است، اما با پیشرفت بیماری، اثر گذاری آن کاهش می یابد. در حال حاضر، استراتژی های لازم جهت رهایی سلول های دوپامین جسم سیاه از مرگ پیشرونده شناسایی شده است و در این میان، گیاهان چینی و عصاره های گیاهی مزایای قابل توجهی در جلوگیری از پیشرفت بیماری پارکینسون داشته اند.

شواهد فراوانی نشان می دهد که التهاب عصبی در بیماری زایی پارکینسون نقش دارد. در ضمن، عصاره های گانودرما لوسیدوم به طور قابل توجهی از تولید فاکتور های سیتوتوکسیک و پیش التهابی مشتق شده از میکروگلیا مانند نیتریک اکسید، فاکتور نکروز توموری آلفا (TNF-α) و اینترکولین ۱β (IL-1β) در یک روش وابسته به دوز جلوگیری کرده و سبب تنظیم کاهشی بیان  TNF-α و  IL-1β در سطح mRNA می شود. علاوه بر این، عصاره های گانودرما لوسیدوم با کاهش بازجذب   [(۳)H]DAالقا شده توسط  (+)MPP و فعالسازی میکروگلیا مبارزه می کنند. در نتیجه، می توان بیان کرد که گانودرما لوسیدوم به واسطه فعالیت ضد التهابی خود، عامل مهمی در درمان بیماری پارکینسون تلقی می شود.

در مطالعه دیگر، کشت سلولی دوپامینرژیک اولیه تهیه شده از مزانسفال جنین موش جهت بررسی اثرات حفاظتی و مکانیسم های بالقوه GLP در تخریب نورون های دوپامینرژیک القا شده توسط نوروتوکسین های متیل-۴-فنیل پیریدین ((+)MPP) و روتنون استفاده شد. نتایج نشان داد GLP می تواند از سلول های دوپامین در برابر (+)MPP و روتنون در غلظت های μg/ml 25، ۵۰ و ۱۰۰ در کشت های مزانسفال اولیه در یک روش وابسته به دوز محافظت کند. نکته قابل توجه اینجاست که در وجود یا عدم وجود درمان نوروتوکسین ها، درمان با GLP سبب افزایش بقای نورون ها و افزایش طول نوریت های سلول های دوپامینرژیک می شود. این مطالعه بیان کرد GLP از طریق سرکوب استرس اکسیداتیو در کشت سلولی دوپامینرژیک ناشی از فعالیت آنتی اکسیدانی خود، اثرات محافظتی در برابر سمیت عصبی (+)MPP و روتنون نشان می دهد.

علاوه بر این، داده ها نشان دادند که عصاره های گانودرما لوسیدوم به کمک مکانیسم های مختلف از جمله فعالیت آنتی اکسیدانی، مهار انتقال دهنده دوپامین، مهار مونوآمین اکسیداز، به دام انداختن رادیکال آزاد، اتصال به یون های فلزی مضر، تعدیل ژن ها و پیام های بقای سلولی، فعالیت ضد آپوپتوزی و حتی بهبود سیستم گردش خون سبب افزایش بقای سلول های عصبی، رشد نوریت و تسهیل بهبود آسیب های مغزی می شوند. امید است روش های جدیدی مبتنی بر ترکیبات مفید موجود در گانودرما لوسیدوم و عصاره های گیاهی جهت درمان بیماری پارکینسون کشف شود.

  • بیماری صرع

صرع بیماری است که معمولا در دوران کودکی مشاهده می شود. این اختلال عصبی می تواند منجر به اختلال رفتاری یا شناختی شود. GLS به عنوان یک ترکیب ضد صرع شناخته می شود. با این حال، مطالعات کمی در زمینه اثرات ضد صرع اسید گانودریک های این قارچ وجود دارد. جهت درک بهتر مکانیسم فعالیت GLS، نیاز به تحقیقات بیشتری است. Wang و همکارانش از نورون های هیپوکامپ موش های صحرایی صرعی شده جهت بررسی اثرات و مکانیسم فعالیت GLS استفاده کردند. بیان نوتروفین-۴ به طور قابل توجهی افزایش یافت، اگرچه بیان N-کادهرین در گروه تیمار شده با GLS نسبت به گروه نمونه کاهش یافت. در نتیجه می توان بیان کرد، GLS با افزایش بیان نوتروفین-۴ و مهار بیان N-کادهرین، از سلول های عصبی هیپوکامپ محافظت می کند.

در یک مطالعه دیگر ، اثرات GLP با تغییر کلسیم داخل سلولی و بیان CaMK II α در یک مدل نورون صرعی بررسی شد. نورون های هیپوکامپ اولیه به ۵ گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، دو گروه نمونه و دو گروه GLP. در گروه کنترل، نورون ها به مدت ۳ ساعت در محیط کشت نوروبازال کشت داده شدند؛ گروه نمونه I: نورون ها به مدت ۳ ساعت در محیط کشت بدون (۲+)Mg انکوبه شدند؛ گروه نمونه II: نورون ها به مدت ۳ ساعت در محیط کشت بدون (۲+)Mg انکوبه شدند، سپس با محیط کشت معمولی به مدت ۳ ساعت، کشت داده شدند؛ گروه GLP I: نورون ها به مدت ۳ ساعت در محیط کشت بدون (۲+)Mg و حاوی GLP (375/0 میلی گرم/میلی لیتر) انکوبه شدند، گروه GLP II: : نورون ها به مدت ۳ ساعت در محیط کشت بدون (۲+)Mg انکوبه شدند، سپس با محیط کشت معمولی حاوی GLP به مدت ۳ ساعت، کشت داده شدند. در نتیجه، بیان  α CaMK II در گروه های نمونه کمتر از گروه های کنترل بود. اگرچه، در گروه های GLP بالاتر بود. شدت فلورسانس های(+۲) Ca  در گروه GLP I بعد از ۳۰ ثانیه به طور قابل توجهی از گروه نمونه I پایین تر بود، در حالی که در گروه GLP II ، بعد از ۵ دقیقه نسبت به گروه نمونه II کاهش قابل توجهی داشت.

  • تمایز عصبی

مطالعات کمی در زمینه اثرات گانودرما لوسیدوم بر تمایز عصبی وجود دارد. Cheung و همکاران با مطالعه ای بر روی مدل آزمایشگاهی، ترکیبات زیست فعال موجود در گانودرما لوسیدوم را نشان دادند. در این بررسی، عصاره های گانودرما لوسیدوم تحت تاثیر تمایز عصبی سلول های PC12 قرار گرفتند و از آپوپتوز این سلول ها توسط فاکتور رشد عصبی جلوگیری کردند. این مطالعه، اولین شواهد موجود از حضور ترکیبات عصبی ارائه می دهد که واسطه تمایز عصبی و حفاظت از سلول های PC12 به حساب می آیند، اما وجود مولکول های پیام رسان بالقوه را نیز نشان می دهد.

در یک مطالعه دیگر، اثر حفاظتی ۱۳ گیاه دارویی بر سیستم عصبی مورد بررسی قرار گرفت. ویژگی های حفاظتی این گیاهان با استفاده از آپوپتوز القا شده توسط استوروسپورین در نورون های کشت داده شده، مورد بررسی قرار گرفت. عصاره گانودرما لوسیدوم، آپوپتوز ناشی از استوروسپورین را در یک روش وابسته به دوز به میزان ۵۰-۳۰ درصد مهار کرد. نتیجه این مطالعه بیان می کند، گانودرما لوسیدوم می تواند به عنوان یک روش پیشگیرانه مناسب در بیماری های تخریب کننده عصبی مورد استفاده قرار گیرد.

در مطالعه دیگر، مهار آپوپتوز القا شده توسط N-متیل-N-نیتوروسورا (MNU) در گیرنده های نوری شبکیه چشم مورد بررسی قرار گرفت. از موش های صحرایی ماده ۵۰-۳۰ روزه نژاد Sprague-Dawley جهت تشخیص اثر دوز-پاسخ GSL با استفاده از انالیز الکترورتینوگرام (ERG) استفاده شد. موش ها به طور تصادفی به ۵ گروه تقسیم شدند. یک گروه، گروه کنترل بود. چهار گروه دیگر، دوز های مختلف GSL (5/0، ۱، ۲ و ۴ گرم/کیلوگرم) روزانه دریافت کردند. نمونه های بافت شبکیه به ترتیب ۰ ساعت قبل، ۱، ۳، ۷ و ۱۰ روز بعد از تزریق MNU تهیه شدند. روش های RT-PCR و ایمونوفلورسانس جهت تشخیص بیان Bax، Bcl-xl و کاسپاز-۳ مورد استفاده قرار گرفتند. نتیجه این مطالعه نشان داد GSL دارای یک اثر دوز-پاسخ بر ERG شبکیه بوده و آسیب وارد شده توسط MNU بر گیرنده نوری شبکیه را ترمیم کرد. بنابراین، GSL ممکن است بیان Bax، Bcl-xl و کاسپاز-۳ را تنظیم کند و آپوپتوز سلول های گیرنده نوری توسط MNU را مهار کرده و از عملکرد شبکیه محافظت کند.

منبع: dergipark.org.tr

بهترین گونه گانودرما را می توانید بصورت پودر شده از اینجا تهیه کنید – و یا بصورت پودر نشده از اینجا تهیه کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *