گانودرما لوسیدوم و سرطان سینه

اثرات تعدیل کنندگی گانودرما لوسیدوم بر بیان آنزیم های زنوبیوتیک، وضعیت اکسیدان-آنتی اکسیدانی و هورمونی بر سرطان سینه القا شده توسط ۱۲،۷-دی متیل بنز آنتراسن در موش صحرایی

چکیده

تاریخچه: قارچ ها منابع مهم طبیعی هستند که دارای اثرات بالقوه دارویی هستند. گانودرما لوسیدوم یک قارچ دارویی مهم بوده که دارای مقادیر زیادی ترکیبات آنتی اکسیدانی می باشد. اگرچه مطالعات نمونه زنده نشان می دهد اندام زایشی گانودرما لوسیدوم فاقد آن است.

اهداف: هدف این مطالعه تعیین اثرات عصاره اتانولی اندام زایشی گانودرما لوسیدوم (GLEet) بر بیان آنزیم های زنوبیوتیک، وضعیت اکسیدان-آنتی اکسیدانی و هورمونی بر سرطان سینه القا شده توسط ۱۲،۷-دی متیل بنز آنتراسن (DMBA) در موش صحرایی ماده نژاد Sprague dawley می باشد.

مواد و روش کار: پس از القای سرطان به موش ها، GLEet به صورت خوراکی (۵۰۰ میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) به مدت ۱۶ هفته تجویز شد. میزان بروز و حجم تومور در هر گروه و پارامتر های بیوشیمیایی در پلاسما، کبد و بافت پستان حیوانات بررسی شد. تجزیه و تحلیل هیستوپاتولوژی و ایمونو هیستوشیمی هم صورت گرفت.

نتایج: تجویز خوراکی عصاره گانودرما موجب بطور قابل توجهی میزان پراکسیداسیون لیپیدی را کاهش داد و بدین وسیله موجب افزایش آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی و تنظیم مثبت سطح گیرنده های هورمون استروژن به مقدار طبیعی خود در مقایسه با گروه های تیمار شده با DMBA شد. همچنین، موجب تعدیل آنزیم های متابولیزه کننده مواد زنوبیوتیک گردید. بنابراین تجویز خوراکی گانودرما لوسیدوم می تواند به عنوان یک عامل محافظت کننده موثر در برابر سرطان سینه عمل کند.

نتیجه گیری: ما نتیجه گرفتیم گانودرما لوسیدوم یک ترکیب محافظت کننده قوی بوده و در جلوگیری از سرطان سینه القا شده توسط DMBA، نقش مهمی ایفا می کند.

مقدمه

سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان بوده و بالاترین میزان مرگ و میر در زنان را تشکیل می دهد. روش سه گانه سنتی تشخیص سرطان سینه شامل معاینه فیزیکی، ماموگرافی و سیتولوژی آسپیراسیون می باشد. متاسفانه این روش ها کافی نبوده یا به متخصص در تشخیص بیماری در مراحل اولیه کمک نمی کند. سرطان سینه، بیماری چند عامله بوده و عوامل خطر مهم شامل سن، سن پایین شروع قاعدگی، سن بالای یائسگی، سن بالای اولین بارداری، چاقی، پیشگیری از بارداری به صورت خوراکی، درمان جایگزینی با هورمون، رژیم غذایی، سابقه خانوادگی، شیردهی و سابقه قبلی ابتلا به بیماری های خوش خیم سینه است. همانطور که در سال ۲۰۱۱ تخمین زده شد، ۲۳۰۴۸۰ زن و ۲۱۴۰ مرد مبتلا به سرطان سینه تهاجمی و ۵۷۶۵۰ نفر مبتلا به سرطان سینه غیر تهاجمی تشخیص داده شدند. در هند، بروز سرطان سینه به بیش از دو سوم طی دو دهه گذشته افزایش یافته است بطوریکه شامل حدود ۱/۷ میلیون مورد جدید سالیانه می شود.

از مواد شیمیایی سرطانزا مانند ۱۲،۷-دی متیل بنز آنتراسن (DMBA) بطور معمول برای القای سرطان و ایجاد تغییرات نئوپلاستیک در حیوانات آزمایشگاهی استفاده می شود. اکسیداسیون برای تولید انرژی به عنوان سوخت فرایند های بیولوژیکی در اکثر موجودات زنده ضروری است. اگرچه، استرس اکسیداتیو حاصل از افزایش تولید رادیکال های آزاد و کاهش وضعیت آنتی اکسیدانی در سلول های هدف، نقش مهمی در سرطانزایی ایفا می کند. با این وجود، تمامی موجودات دارای سیستم های دفاعی و ترمیمی آنتی اکسیدانی هستند که از آن ها در برابر استرس اکسیداتیو محافظت می کند، اما این سیستم ها برای جلوگیری کامل از آسیب ها کافی نیستند. ترکیبات طبیعی با ویژگی های آنتی اکسیدانی می توانند به بدن در کاهش آسیب اکسیداتیو کمک کنند. بسیاری از میوه ها، سبزیجات، گیاهان، غلات، جوانه ها، دانه ها و قارچ های خوراکی از نظر ویژگی های آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی مورد بررسی قرار گرفته اند.

در سال های اخیر، مصرف قارچ در سراسر جهان بطور قابل توجهی افزایش یافته است و انواع گونه های خوراکی مانند Volvariella volvacea (خانواده: Pluteaceae، قارچ کاه دوست)، Agaricus bisporus (خانواده: Agaricaceae، قارچ دکمه ای) و Calocybe indica (خانواده: Tricholomataceae، قارچ شیری) در هند فراوانی زیادی دارند.

هزاران سال است که خواص دارویی قارچ ها در آسیای شرقی شناخته شده است. به دلیل تمایل زیاد استفاده از قارچ ها در جلوگیری از سرطان سینه، قارچ معروف گانودرما لوسیدوم (Ling Zhi یا Reishi) بطور گسترده ای در بهبود سلامتی و طول عمر در آسیا استفاده می شود. مطالعات در زمینه اندام زایشی، اسپور ها و میسلیوم گانودرما لوسیدوم نشان می دهد که این قارچ دارای ترکیبات زیستی فعال زیادی می باشد. این ترکیبات فعال متعلق به گروه پلی ساکارید ها و آنتی اکسیدان ها هستند که از بدن در برابر رادیکال های آزاد محافظت می کند، این رادیکال ها می توانند موجب آسیب سلولی و بروز بیماری ها و سرطان ها شوند.

بیان آنزیم های متابولیزه کننده مواد زنوبیوتیک در سینه بواسطه “فعالسازی” (متابولیزه کردن ترکیبات به گونه های فعال تر) یا “سم زدایی” (کاهش واکنش پذیری DNA گونه های ژنوتوکسیک و افزایش دفع آنها) صورت می گیرد. بعضی از آنزیم ها بسته به سوبسترای خود دارای نقش غیر فعالسازی و سم زدایی هستند. با این حال، نشان داده شد که گانودرما لوسیدوم دارای توانایی زیادی در تولید آنزیم های لیگنینولیتیک بویژه لاکاز می باشد و برخی مطالعات توانایی آن ها را در تجزیه زنوبیوتیک ها به اثبات رساندند. یک پیشرفت مهم در ارزیابی سرطان سینه درک این نکته بوده است که حضور گیرنده های هورمونی (استروژن و پروژسترون) در بافت تومور بخوبی با پاسخ به هورمون درمانی و شیمی درمانی در ارتباط است با توجه به نقش دوگانه فیتواستروژن ها، مکانیسم عمل احتمالی آن ها در بروز و جلوگیری از سرطان سینه مشخص شده است. اگرچه مطالعه قبلی نشان داد که گانودرما لوسیدوم دارای ترکیبات زیستی فعال علیه گیرنده های استروژن و فاکتور NF-κB بوده که مانع از تکثیر سلول های سرطانی سینه می شوند.

بنابراین مطالعه حاضر اثرات اتانولی اندام زایشی گانودرما لوسیدوم با توجه به بررسی حجم تومور، شاخص توده بدنی، وضعیت بیوشیمیایی (مانند آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی، آنزیم های سم زدایی فاز ۱ و ۲) بر سرطان القا شده توسط DMBA پرداخته است. علاوه بر این، ترکیبات بیولوژیکی حاصل از آن ها می تواند در مطالعات هیستوپاتولوژی و ایمونو هیستوشیمی بکار روند، بطوریکه این تکنیک ها به منظور شناسایی مکانیسم ها و برخی شاخص های بدخیمی و تشخیص بالینی استفاده شوند.

 

مواد و روش کار

مواد شیمیایی

۱۲،۷-دی متیل بنز آنتراسن، نیتروبلوتترازولیوم (NBT)، فنازین متوسولفات (PMS)، نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید فسفات (NADPH)، ۵،۵ˈ-دی تیو-بیس-نیترو بنزوئیک اسید (DTNB) از شرکت سیگما خریداری شد. سایر ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در این آزمایش دارای گرید تحلیلی بودند.

حیوانات

موش های صحرایی ۶ هفته ای، ماده نژاد Sprague dawley با وزن تقریبی ۱۵۰-۱۳۰ گرم از موسسه ملی تغذیه خریداری شد و در دانشگاه Annamalai نگهداری شدند. تمامی موش ها طی یک هفته تحت شرایط کشت استاندارد قرار گرفتند. موش های صحرایی در قفس های پلی پروپیلنی (۱۵×۲۴×۴۵ سانتی متر)، دمای اتاق (۲±۲۷ درجه سانتی گراد)، ۱۲ ساعت در روشنایی و ۱۲ ساعت در تاریکی نگهداری شدند. حیوانات با یک پلت غذایی استاندارد تغذیه شدند و آب در طول دوره آزمایش به میزان کافی در اختیار بود و روزانه پر میشد. پلت غذایی استاندارد حاوی ۲۱% پروتئین، ۵% لیپید، ۴% فیبر خام، ۸% خاکستر، ۱% کلسیم، %۰/۶ فسفر، % ۳/۴ گلوکز، ۲% ویتامین و ۵۵% عصاره عاری از ازت (کربوهیدرات) بوده است و انرژی قابل متابولیسمی برابر با ۳۶۰۰ کیلوکالری/کیلوگرم را فراهم می کند.

روش های آزمایشگاهی و کار با حیوانات توسط کمیته ملی اخلاق دانشگاه علوم پزشکی Rajah Muthiah تایید شد و آزمایشات مطابق راهنمای کار با حیوانات آزمایشگاهی انجام شده و کمیته ای به منظور کنترل و نظارت بر حیوانات آزمایشگاهی تشکیل شد.

القای سرطان به بافت پستان

القای سرطان  به موش ها بواسطه تزریق زیر جلدی ۲۵ میلی گرم DMBA در ۱ میلی لیتر امولسیون روغن آفتابگردان (۰/۵ میلی لیتر) و سرم فیزیولوژیی (۰/۵ میلی لیتر) به هر موش صورت گرفت.

 

ترکیبات

قارچ گانودرما لوسیدوم جمع آوری شد. گیاه از لحاظ توکسونومی توسط دکتر  V. Venkatesalu استاد دانشگاه Annamalai شناسایی و تایید شد. یک نمونه از آن در دپارتمان گیاه شناسی دانشگاه Annamalai به عنوان شاهد نگهداری شد.

استخراج عصاره اتانولی

اندام زایشی قارچ گانودرما لوسیدوم خشک شده و سپس در یک مخلوط کن خرد شده تا پودر آن تهیه شود. به منظور تهیه عصاره اتانولی اندام زایشی گانودرما لوسیدوم، ۵۰۰ گرم از پودر آن با ۱۰۰۰ میلی لیتر اتانول ۹۵%، در دمای ۳۰ درجه سانتیگراد به مدت ۲۴ ساعت در rpm 150 مخلوط شد و سپس به کمک کاغذ صافی واتمن شماره ۱ فیلتر شد. میزان ته نشین شده آن دوباره با دو قسمت ۱۰۰ میلی لیتری اتانول، همانطور که در بالا ذکر شد، عصاره گیری شد. باقیمانده اتانول در دمای ۴۰ درجه سانتیگراد، تحت فشار کاهش یافته و دمای کنترل شده (۵۰-۴۰ درجه سانتیگراد) تبخیر شد. به منظور بررسی فعالیت آنتی اکسیدانی، عصاره اتانولی دوباره در اتانول حل گردید. یک ماده نیمه جامد تیره (بازده ۱۹ گرم) بدست آمد که تا قبل از استفاده در دمای ۴-۰ درجه سانتیگراد نگهداری شد. میزان مشخصی از عصاره باقیمانده را در آب مقطر حل کرده و به صورت خوراکی بواسطه جای گذاری لوله در معده به حیوانات تجویز شد.

طراحی آزمایش

همانطور که در شکل ۱ نشان داده شد، موش ها به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند و در هر گروه ۶ موش قرار گرفت. نحوه تجویز به تمامی گروه ها به صورت جای گذری لوله در معده بوده است. در انتهای دوره آزمایش (۱۶ هفته)، تمام موش ها به مدت یک شبانه روز بدون غذا مانده و با استفاده از تزریق عضلانی کتامین کلرید (۲۴ میلی گرم/کیلوگرم به ازای وزن بدن) بیهوش شده و بین ساعت ۱۰-۸ صبح کشته شدند. خون در لوله های آزمایش تمیز و خشک با چند قطره هپارین جمع آوری شد و پلاسما به منظور آزمایشات بیوشیمیایی مختلف مورد استفاده قرار گرفت. بافت هایی مانند کبد و پستان جدا شده و از خون پاک شدند و بلافاصله به محفظه های حاوی یخ و %۰/۹ NaCl منتقل شدند. بافت ها در یک بافر اختصاصی همگن شده و برای ارزیابی پارامتر های بیوشیمیایی مختلف مورد استفاده قرار گرفتند.

شکل ۱٫ طرح شماتیک روش آزمایش

تجزیه و تحلیل هیستوپاتولوژی

به منظور بررسی هیستوپاتولوژیک، ۳ موش از هر گروه سرم فیزیولوژیک و سپس فرمالین (۱۰% فرمالدهید) دریافت کردند. بافت پستان فورا برداشته شد و در فرمالین ۱۰% فیکس شد. بافت پستان برش داده شد و در موم پارافین قرار گرفت. قطعات نازک ۵-۳ میکرومتری توسط یک میکروتوم چرخشی تهیه شده و با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شدند. نمونه ها توسط میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند. تمامی تغییرات هیستوپاتولوژیک توسط یک پاتولوژیست بررسی شد.

مطالعات ایمونو هیستوشیمی

بافت پوشش داده شده در پارافین، از پوشش خارج شده و به آن اتانول و سپس آب افزوده شد. پراکسیداز اندوژن بواسطه ۳% H2O2 در متانول به مدت ۱۰ دقیقه مهار شد. بازیابی آنتی ژن توسط مایکروفر در محلول بافر سیترات (۲/۱ گرم اسید سیتریک، ۰/۳۷ گرم EDTA، ۰/۲ گرم تریپسین) به مدت ۱۰ دقیقه صورت گرفت، سپس با بافر نمکی تریس (TBS) (8 گرم NaCl، ۰/۶۰۵ گرم تریس) (۷/۶ pH) شست و شو داده شد. سپس معرف BlockTM به بافت ها افزوده شد. معرف های مسدود کننده پروتئینه به مدت ۱۵ دقیقه در دمای اتاق قرار گرفته تا سایت های اتصال غیر تخصصی را مسدود کنند.

برش های بافت با آنتی بادی های اولیه مربوطه (آنتی بادی مونوکلونال خرگوش) به مدت یک شبانه روز در دمای ۴ درجه سانتیگراد انکوبه شدند. آنتی بادی های اولیه محدود شده با آنتی بادی های ثانویه متصل به پراکسیداز ترب کوهی به مدت ۳۰ دقیقه در دمای اتاق انکوبه شدند. پس از افزایش TBS، کمپلکس آنتی ژن-آنتی بادی با استفاده از ۳،۳ˈ-دی آمینوبنزیدین شناسایی شد. هنگامی که نمونه ها رنگ گرفتند، قطعات شسته شده، کانتر با هماتوکسیلین رنگ آمیزی شده و با یک محیط پایه پوشش داده شد.

در نمونه کنترل منفی، آنتی بادی اولیه با TBS جایگزین شد. کنترل مثبت برای هر آنتی بادی بطور همزمان انجام شد. درصد تومور مثبت به شرح زیر است: ۳+ = رنگ آمیزی شدید، بیش از ۵۰ درصد سلول ها رنگ آمیزی شدند؛ ۱+ = رنگ آمیزی ضعیف، بین ۵ و ۲۵ درصد سلول ها رنگ آمیزی شدند؛ ۰= منفی، کمتر از ۵ درصد سلول ها رنگ آمیزی شدند.

آزمایشات بیوشیمیایی

پراکسیداسیون لیپیدی بر اساس تشکیل ترکیبات واکنش پذیر تیوباربیتوریک اسید (TBARS) محاسبه می شود. TBARS در بافت کبد و پلاسما به روش Niehaus و Samuelson مورد سنجش قرار گرفت. فعالیت گلوتاتیون کاهش یافته (GSH)، ویتامین C و ویتامین E در پلاسما، کبد و بافت پستان به ترتیب به کمک روش Ellman، Roe و Kuether، Baker و همکاران انجام شد. فعالیت DT-دیافوراز (DTD) به کمک روش Ernster و همکاران تعیین شد. سیتوکروم P450 مطابق روش Omura و Sato اندازه گیری شد.

حجم تومور

حجم تومور طبق روش Escrich و همکاران مورد بررسی قرار گرفت.

V=4/3π (d1/2) × (d2/2)2 ‌

d1 و d2 دو قطر تومور هستند (d1>d2). در زمان کشتن، حجم هر تومور با استفاده از ۳ قطر آن به شیوه زیر محاسبه می شود:

(V=4/3π (d1/2)×(d2/2)×(d3/3);(d1>d2>d3

تجزیه و تحلیل آماری

تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS (ورژن ۵/۱۱) صورت گرفت. مقادیر به کمک واریانس یک طرفه (ANOVA) و سپس آزمون چند دامنه ای دانکن (DMRT) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تمامی نتایج به صورت میانگین ± انحراف معیار برای هر ۶ موش موجود در هر گروه بیان شد. P <0.05 به عنوان اختلاف معنی دار در نظر گرفته شد.

نتایج

شکل ۲ تغییرات وزن بدن را در مراحل اولیه و نهایی آزمایش نشان می دهد. وزن بدن در حیوانات حامل تومور تیمار شده با DMBA بطور قابل توجهی کاهش یافت. در حالیکه مصرف خوراکی گانودرما لوسیدوم (۵۰۰ میلی گرم/کیلوگرم به ازای وزن بدن) افزایش قابل توجهی (P < 0.05) در وزن بدن نشان داد. هیچ تغییر قابل توجهی در وزن بدن گروه کنترل و گروه تیمار شده با گانودرما لوسیدوم به تنهایی مشاهده نشد.

شکل ۲٫ تاثیر گانودرما لوسیدوم بر تغییرات وزن بدن گروه کنترل و موش های آزمایشگاهی. گروه I (اول): کنترل؛ گروه (II) دوم: DMBA؛ گروه (III) سوم: DMBA + GLEet؛ گروه (IV) چهارم: کنترل+ GLEet به تنهایی. تمامی نتایج به صورت میانگین ± انحراف معیار برای هر ۶ موش موجود در هر گروه بیان شد. حروف غیر مشابه بالای هر ستون نشان دهنده اختلاف معنی دار هستند (P < 0.05).

پارامتر های مربوط به سرطان از جمله بروز تومور و حجم تومور در جدول ۱ نشان داده شد. دوره زمانی بین القای سرطان و تشخیص آن هم به ثبت رسید. مطالعه ۱۰۰% بروز تومور در گروه DMBA را نشان داد. حجم تومور در هر دو گروه DMBA و DMBA + GLEet طی دوره القا افزایش یافت. اما تجویز خوراکی GLEet در موش های حامل تومور، کاهش قابل توجه ۶۶% در بروز تومور و کاهش حجم تومور در مقایسه با گروه DMBA نشان داد.

 

گروه ها گروه I

(کنترل)

گروه II

(DMBA)

گروه III

(DMBA +  GLEet)

گروه IV

(کنترل+ گانودرما به تنهایی)

بروز تومور ۰ ۱۰۰% ۶۶% ۰
تعداد تومور ۰ ۶/۶ ۴/۶ ۰
حجم تومور (سانتی متر مکعب) ۰ ۱۸/۳۲±۱/۵ ۳/۵۴±۲/۴ ۰

جدول ۱٫ بروز تومور در گروه کنترل و موش های آزمایشگاهی در هر گروه

شکل a3-c3 تغییرات ظاهری در گروه DMBA و موش های تیمار شده با DMBA + GLEet نشان می دهد. شکل ۴ تغییرات هیستوپاتولوژیک در گروه های کنترل، DMBA، DMBA + GLEet و GLEet به تنهایی را نمایش می دهد. بیان ایمونو هیستوشیمی وضعیت گیرنده های هورمون در بافت سرطانی پستان موش ها در شکل ۵ نشان داده شده است. در موش های تزریق شده با DMBA، بیان گیرنده های استروژن بطور قابل توجهی در مقایسه با گروه کنترل بالاتر بود. در حالیکه، تجویز خوراکی گانودرما لوسیدوم به موش های مبتلا به سرطان موجب کاهش بیان گیرنده های استروژنی گردید. تجویز گانودرما لوسیدوم به تنهایی سبب بیان ضعیفی در این گیرنده ها شد.

شکل ۳٫ a، b و c وضعیت ظاهری گروه های تیمار شده با DMBA و DMBA+GLEet را نشان می دهند. (a) شکل ظاهری آدنوکارسینوما در موش های ماده تیمار شده با DMBA و (b) شکل ظاهری آدنوکارسینوما در موش های ماده تیمار شده با DMBA+GLEet را نشان می دهد. (c) اندازه تومور در گروه های DMBA و DMBA+GLEet را نمایش می دهد.

شکل ۴٫ (a) گروه (I) اول: گروه کنترل که ساختار طبیعی دارد. (b) گروه (II) دوم: DMBA که دارای نمای پلئومورفیک با افزایش فعالیت میتوتیک آدنوکارسینوما هستند. (c) گروه (III) سوم: DMBA + GLEet که هایپرپلازی مجاری پستان را نشان می دهد. (d) گروه (IV) چهارم: کنترل+گانودرما به تنهایی بوده که ساختار طبیعی دارند.

شکل ۵٫ (a) گروه (I) اول: گروه کنترل که بیان خفیفی را نشان می دهد. (b) گروه (II) دوم: DMBA که دارای بیان بیش از حد است. (c) گروه (III) سوم: DMBA + GLEet که بیان کاهشی را نشان می دهد. (d) گروه (IV) چهارم: کنترل+گانودرما بیان خفیفی مشاهده می شود.

شکل ۶ میزان TBARS را در پلاسما، بافت پستان و کبد گروه های مختلف مورد آزمایش نشان می دهد. در پلاسما، بافت پستان و کبد گروه تیمار شده با DMBA، افزایش قابل توجهی در سطح TBARS در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. اگرچه سطح TBARS بطور قابل توجهی (P < 0.05) در گروه DMBA+GLEet نسبت به گروه DMBA کاهش یافت. تغییرات قابل توجهی هم درگروه کنترل و گانودرما به تنهایی مشاهده نشد.

شکل ۶٫ اثرات گانودرما لوسیدوم بر پراکسیداسیون لیپیدی در پلاسما، بافت پستان و کبد گروه های مورد آزمایش نشان داده شده است. پلاسما (mM/dL)، بافت پستان و کبد (۱۰۰ گرم بافت مرطوب/mM). (a) گروه (I) اول: گروه کنترل؛ (b) گروه (II) دوم: DMBA؛ (c) گروه (III) سوم: DMBA + GLEet؛ (d) گروه (IV) چهارم: کنترل+گانودرما به تنهایی. تمامی نتایج به صورت میانگین ± انحراف معیار برای هر ۶ موش موجود در هر گروه بیان شد. حروف غیر مشابه بالای هر ستون نشان دهنده اختلاف معنی دار هستند (P < 0.05).

فعالیت آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی مانند GSH، ویتامین C و ویتامین E در پلاسما، بافت پستان و کبد گروه های مورد آزمایش در جدول ۲ بیان شده است. موش های دریافت کننده DMBA، کاهش قابل توجهی در میزان آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند. مصرف خوراکی گانودرما لوسیدوم در گروه های حامل DMBA، سبب افزایش قابل ملاحظه ای (P < 0.05) نسبت به گروه DMBA گردید. تغییرات قابل توجهی هم درگروه کنترل و گانودرما به تنهایی مشاهده نشد.

جدول ۲٫ فعالیت عصاره گانودرما لوسیدوم بر آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی در گروه های مورد آزمایش

جدول ۳ بیان می کند که آنزیم های سم زدای فاز II در کبد کاهش قابل توجهی را نشان می دهند، در حالیکه فعالیت آنزیم های فاز I در گروه DMBA نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. مصرف خوراکی گانودرما لوسیدوم در موش های حامل DMBA سبب شده که پارامتر های بیوشیمیایی فوق در حد نرمالی باقی بمانند. تغییرات قابل توجهی هم درگروه کنترل و گانودرما به تنهایی مشاهده نشد. در حالیکه، فعالیت آنزیم های فاز I بافت پستان بطور قابل توجهی افزایش یافته است، آنزیم های فاز II در گروه DMBA نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است. مصرف خوراکی عصاره اتانولی گانودرما لوسیدوم در گروه DMBA + GLEet سبب کاهش قابل توجه (P < 0.05) فعالیت آنزیم های فاز I و افزایش فعالیت آنزیم های فاز II شده است. تغییرات قابل ملاحظه ای هم درگروه کنترل و گانودرما به تنهایی مشاهده نشد.

جدول ۳٫ اثرات گانودرما لوسیدوم بر عوامل سم زدای فاز I و II در بافت کبد و پستان در گروه های مورد آزمایش

بحث

در مطالعات اخیر، توانایی آنتی اکسیدان های طبیعی در پیشگیری از سرطان و استفاده احتمالی آن ها در آزمایشات مداخله ای به منظور پیشگیری از سرطان در انسان ها مورد بررسی قرار گرفته است. در مطالعه حاضر، اثرات آنتی اکسیدانی و ضد سرطانی عصاره اتانولی گانودرما لوسیدوم در سرطان سینه موش های حامل DMBA بررسی شد. وزن بدن حیوانات از زمان القا تا پایان دوره آزمایش ثبت شد. در موش های مبتلا به سرطان، کاهش وزن قابل توجهی مشاهده شد که ممکن است ناشی از کاشکسی حاصل از سرطان باشد. سندروم کاشکسی با علائمی همچون بی اشتهایی، خستگی زودرس، کاهش وزن، ضعف عضلانی، کم خونی از نوع غیر اختصاصی و تغییر متابولیسم میزبان همراه است. از دست دادن وزن هم به علت تحلیل بافت چربی و هم توده عضله اسکلتی رخ می دهد، در حالیکه قسمت پروتئین غیر عضلانی نسبتا حفظ می شود، بنابراین امکان تشخیص کاشکسی از گرسنگی ساده وجود دارد. علاوه براین، کاهش بافت عضلانی در نتیجه افزایش مقدار آلانین حاصل از تحلیل عضلات و استفاده در فرایند گلوکونوژنز وجود دارد. مصرف خوراکی گانودرما لوسیدوم سبب افزایش تدریجی وزن بدن گردید، که می تواند به علت حضور ترکیبات زیستی فعال از جمله پلی ساکارید ها، تری ترپنوئید ها، آلکالوئید ها و پروتئین ها (مانند گلیکوپروتئین) باشد که این ترکیبات دارای ویژگی های آنتی اکسیدانی و ضد التهابی هستند.

علاوه براین، گانودرما لوسیدوم بطور موثری موجب کاهش حجم و اندازه تومور گردید که ممکن است به علت اثرات مهاری این ترکیب بر رشد تومور در موش ها باشد. گانودرما لوسیدوم همچنین اثرات محافظتی بر رده سلول های سرطانی از جمله رده سلول سرطانی MCF-7 انسان نشان داده است. مطالعات دیگر هم بیان کردند که عصاره های غنی از تری ترپن گانودرما لوسیدوم با سرکوب پروتئین کیناز C، فعال کردن پروتئین کیناز فعال شده توسط میتوژن و توقف چرخه سلولی G2 که ممکن است منجر به آپوپتوز شوند، از رشد سلول های سرطانی جلوگیری می کنند.

پراکسیداسیون لیپیدی حاصل از گونه های اکسیژن فعال یکی از مکانیسم های اصلی آسیب سلولی به شمار می رود. TBARS طی فرایند پراکسیداسیون لیپیدی مورد ارزیابی قرار گرفت. چربی ها، بویژه اسید های چرب چند غیر اشباعی (PUFA) نسبت به حمله رادیکال های آزاد بسیار حساس بوده و می توانند سبب پراکسیداسیون لیپیدی شوند. گزارش شده است که مقادیر بالای گونه های اکسیژن فعال می تواند موجب تغییرات بیومولکولی و سلولی متنوعی در بیان ژن شوند و درنتیجه سبب بروز و پیشرفت سرطان شوند.

TBARS پلاسما به عنوان شاخصی برای ارزیابی میزان آسیب به بافت شناخته می شود. ما مشاهده کردیم که افزایش سطح TBARS موش های مبتلا به سرطان سینه می تواند به علت تولید و انتشار بیش از حد رادیکال های آزاد از بافت های آسیب دیده تومور در مقایسه با گروه کنترل باشد. اما مصرف خوراکی GLEet در موش های دریافت کننده DMBA، میزان TBARS را تا نزدیک محدوده طبیعی کاهش داد. این اثرات محافظت کنندگی احتمالا به دلیل ویژگی آنتی اکسیدانی عصاره می باشد که با کاهش تولید رادیکال های آزاد و جلوگیری از پراکسیداسیون لیپیدی، آسیب اکسیداتیو را کاهش داده است.

آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی دومین خط دفاعی بدن را تشکیل می دهند که رادیکال های آزاد اضافی را به دام می اندازند. افزایش سطح اکسیدان ها در سرطان سینه با افزایش آسیب اکسیداتیو و کاهش وضعیت آنتی اکسیدانی همراه است. آنتی اکسیدان هایی مانند GSH، ویتامین C و ویتامین E نقش مهمی را در حفاظت سلول ها از آسیب اکسیداتیو ایفا می کنند.

GSH یکی از مهمترین تیول های غیر پروتئینی است که در ترکیب با GPx و GST بوده و نقش مهمی در حفاظت از سلول ها در برابر ترکیبات سیتوتوکسیک و سرطانزا دارد. GSH یکی از شاخص های ارزیابی استرس اکسیداتیو بوده و به عنوان یک آنتی اکسیدان در سطح داخل سلولی و خارج سولی عمل می کند. در مطالعه ما، غلظت GSH بطور قابل توجهی در حیوانات مبتلا به سرطان کاهش یافت که با سایر مطالعات مطابقت دارد. این کاهش ممکن است به علت تغییرات در سطح GSH داخل سلولی بوده و درنتیجه در سیستم آنتی اکسیدانی منعکس می شود. بنابراین فرم کاهشی GSH در واکنش با رادیکال های آزاد به سرعت به گلوتاتیون دی سولفید (GSSG) اکسید می شود.

آنتی اکسیدان های غیر از GSH نقش کلیدی در جلوگیری از پراکسیداسیون لیپیدی تحت شرایط آزمایشگاهی دارند. ویتامین C و ویتامین E هم بطور طبیعی رادیکال های آزاد را به دام می اندازند. ویتامین C (اسید آسکوربیک) یکی از مهمترین آنتی اکسیدان های محلول در آب است و یک ترکیب ضروری برای عملکرد طبیعی بدن به شمار می رود. نشان داده شد که این ترکیب بطور مستقیم با رادیکال های هیدروکسیل، سوپراکسید و اکسیژن یگانه واکنش می دهد. ویتامین C با احیای α-توکوفرول، با رادیکال توکوفروکسیل واکنش می دهد. کاهش میزان آنتی اکسیدان های محلول در آب در حیوانات مبتلا به سرطان ممکن است به علت استفاده از آنتی اکسیدان ها در به دام انداختن رادیکال های آزاد باشد.

ویتامین E یک آنتی اکسیدان محلول در چربی موجود در تمام غشا های سلولی بوده و به عنوان یک مهار کننده قوی پراکسیداسیون لیپیدی محسوب می شود. ویتامین E با به دام انداختن رادیکال های اکسیژن، از غشای سلولی در برابر آسیب اکسیداتیو حاصل از ترکیبات سرطانزا محافظت می کند. رادیکال آزاد سبب کاهش ظرفیت ویتامین E می شود که به علت جذب الکترون جفت نشده توسط پیوند دوگانه می باشد. کاهش سطح ویتامین E در پلاسما و بافت موش های مبتلا به سرطان ممکن است به علت کاهش غلظت ویتامین C و GSH باشد که درنتیجه تبدیل α-توکوفروکسسیل به α-توکوفرول کاهش می یابد. نتایج ما با مطالعات قبلی مطابقت دارد.

مصرف عصاره اتانولی گانودرما لوسیدوم در حیوانات مبتلا به سرطان با دفع رادیکال های آزاد، سبب بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی در پلاسما و بافت ها گردید. این ویژگی آنتی اکسیدانی عصاره ها به دلیل وجود مقادیر بالای پلی ساکارید ها، پپتید پلی ساکارید ها، تری ترپنوئید ها، نوکلئوزید ها، β-گلوکان ها و لکتین ها می باشد که پراکسیداسیون را کاهش داده و در نتیجه سبب بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی می شود. در مطالعه ای نشان داده شد که گانودرما لوسیدوم به عنوان یک آنتی اکسیدان موثر در مقابل بیماری های دژنراتیو حاصل از استرس اکسیداتیو عمل می کند که با نتایج مطالعه ما مطابقت دارد.

اتفاقات مهمی که موجب شروع سرطان می شود شامل تبدیل DMBA به گونه های اکسیژن فعال می باشد که بواسطه آنزیم های متابولیزه کننده مواد زنوبیوتیک صورت می گیرد. سیتوکروم P450 و سیتوکروم b5 آنزیم های کلیدی در فعالسازی متابولیک و سرطانزایی DMBA هستند. DTD یک آنزیم القایی بوده که از سلول در برابر آسیب اکسیداتیو محافظت می کند که این عملکرد بواسطه جلوگیری از تشکیل اکسی رادیکال ها از طریق کاهش تک الکترون از کوئینین و متعاقبا تشکیل رادیکال های سوپراکسید از طریق تخریب سمی کوئینون ها انجام می شود. GSH ترانسفراز معمولا با سوخت و ساز مواد زنوبیوتیک در فاز II در ارتباط است. آنها به کمک چرخه اکسایش-کاهش گلوتاتیون، دفع گونه های اکسیژن فعال و خنثی کردن ترکیبات واسطه واکنش پذیر حاصل از قرار گرفتن در معرض مواد زنوبیوتیک از جمله مواد سرطانزا، از پروتئین های سلولی در برابر اکسیداسیون محافظت می کنند. Mathivathani و همکاران افزایش آنزیم های فاز I و کاهش آنزیم های فاز II در کبد و پستان موش های حامل DMBA را گزارش کردند که با نتایج مطالعه ما مطبقت دارد. اما تجویز عصاره اتانولی گانودرما لوسیدوم سبب ایجاد تغییرات تا محدوده طبیعی گردید که ممکن است به دلیل مهار فعال شدن متابولیک DMBA یا تحریک فعالسازی ترکیبات سم زدا در برابر ترشح متابولیت های فعال حاصل از DMBA مانند دی هیدرودیول اپوکسید باشد.

در راستای نتایج ما، Gao و همکاران بیان کردند که عصاره گانودرما لوسیدوم با تعدیل بیان آنزیم های فاز I و II کبدی، اثرات قابل توجهی را در بهبود آسیب های کبدی مختلف نشان دادند.

بررسی های هیستوپاتولوژی بافت پستان موش های مبتلا به سرطان نشان داد که فعالیت میتوتیکی آدنوکارسینوما افزایش یافته است. در حالیکه مصرف GLEet در موش های مبتلا به سرطان سبب کاهش تومور با غده های داکتال شده است. مصرف GLEet به تنهایی تغییری در بافت سینه در مقایسه با گروه کنترل نداشته است. تجزیه و تحلیل ایمونو هیستوشیمی موش های مبتلا به سرطان پستان بیان بالای گیرنده های استروژن را نشان داد. در حالیکه مصرف GLEet سبب کاهش بیان این گیرنده ها گردید. به همین ترتیب، Jianga و همکاران گزارش کردند که گانودرما لوسیدوم سبب بیان گیرنده های استروژنی می شود و از افزایش بیان TNF-α تحریک شده توسط NF-κB در سلول های MCF-7 جلوگیری می کند.

نتیجه گیری

نتایج مطالعات بیوشیمی، هیستوپاتولوژی و ایمونو هیستوشیمی نشان داد که عصاره گانودرما لوسیدوم اثرات محافظت کنندگی قوی در برابر سرطان پستان القا شده توسط DMBA دارد. این عملکرد محافظتی گانودرما لوسیدوم به علت حضور ترکیباتی همچون پلی ساکارید ها و تری ترپن ها می باشد. تحقیقات فارماکولوژیک و بیوشیمیایی بیشتری مورد نیاز است تا مکانیسم اثر و ترکیبات تشکیل دهنده ای که مسئول بروز ویژگی محافظتی در برابر انواع سرطان است، کشف شود.

منبع: ncbi

دیدگاهتان را بنویسید

Your email address will not be published.

top