گانودرما لوسیدوم موجب بهبود وضعیت جسمانی خانم های مبتلا به فیبرومیالژی می شود

چکیده:

فیبرومیالژی یک بیماری مزمن است که با درد در سطح گسترده، خستگی، وضعیت جسمانی ضعیف، اختلالات خواب و کیفیت زندگی در ارتباط است. گانودرما لوسیدوم نوعی قارچ است که مزیت های زیادی دارد. گیاه خرنوب (Ceratonia silique) یک منبع طبیعی از آنتی اکسیدان ها با مزایای بالقوه بر سلامتی انسان می باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثرات گانودرما لوسیدوم و گیاه خرنوب بر وضعیت جسمانی بیماران مبتلا به فیبرومیالژی طی 6 هفته می باشد. 64 خانم مبتلا به فیبرومیالژی در این مطالعه شرکت کردند. آن ها حدود 6 گرم از گانودرما لوسیدوم یا گیاه خرنوب هر روز به مدت 6 هفته مصرف کردند. آزمون های مختلف آمادگی جسمانی به منظور ارزیابی وضعیت عملکردی افراد استفاده شدند. بعد از 6 هفته دوره درمانی، گانودرما لوسیدوم به طور معنی داری موجب بهبود استقامت هوازی، انعطاف پذیری و سرعت گردید ولی هیچ اختلاف معنی داری در آزمون های جسمانی گروه مورد مطالعه با گیاه خرنوب مشاهده نشد. گانودرما لوسیدوم می تواند موجب بهبود وضعیت جسمانی خانم های مبتلا به فیبرومیالژی شود در حالیکه به نظر می رسد گیاه خرنوب در بهبود شرایط جسمی بی تاثیر باشد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که گانودرما لوسیدوم می تواند به عنوان یک مکمل غذایی مناسب به منظور بهبود عملکرد جسمانی بیماران مبتلا به فیبرومیالژی استفاده گردد.

مقدمه:

فیبرومیالژی (FM) یک بیماری روماتولوژیک مزمن با علت ناشناخته است. این بیماری با درد در سطح گسترده، سفتی و حساسیت در حداقل 11-18 نقطه بدن شناخته می شود. علاوه بر این، این بیماری با علائمی همچون سفتی عضلات، افسردگی، اختلالات خواب و مشکلات شناختی همراه است. در اروپا، 3-5 درصد جمعیت افراد مبتلا به این بیماری هستند.

تفاوت بین وضعیت جسمانی خانم های سالم و مبتلا به فیبرومیالژی در مطالعات قبل بررسی شده است. بیماران مبتلا به FM، نتایج ضعیف تری در توان عضلات فوقانی و تحتانی، انعطاف پذیری و استقامت هوازی نشان دادند. این بیماری با شیوع بالای اضافه وزن و چاقی همراه است. بطوریکه مطالعه اخیر نشان داد حدود 72% خانم های مبتلا به FM دارای اضافه وزن یا چاقی هستند. این تفاوت می تواند به دلیل عدم تمایل این بیماران به فعالیت های جسمانی باشد. گرایش به عدم تحرک در این بیماران می تواند با علائمی همچون درد، خستگی و افسردگی افزایش یابد. تمامی این علائم در مجموع می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت شود.

روش های درمانی توصیه شده برای FM شامل درمان های دارویی و غیر دارویی می باشد. در بین روش های غیر درمانی، درمان های فیزیکی در بهبود سلامتی و وضعیت جسمانی موثر بوده اند. اخیرا از روش های درمانی طبیعی و تغذیه ای در این سندروم استفاده می شود چون می تواند موجب بهبود علائم مختلف این بیماری شوند.

در بین درمان های جایگزین، گانودرما لوسیدوم (GL) که تحت عناوین reishi یا linghzi هم شناخته می شود، به طور گسترده ای در جمعیت های مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است. گانودرما یک نوع قارچ است که نقش آن در افزایش انرژی حیاتی، تحریک سیستم ایمنی و ارتقای سلامت ثابت شده است. مطالعات قبلی نقش آن را در درمان بیماری های مختلف از جمله سرطان، دیابت و هپاتیت نشان داده است. همچنین اثرات مختلف دیگری همچون ویژگی های ضد التهابی، آنتی اکسیدانی، ضد ویروسی، تقویت کننده سیستم ایمنی و کاهش فشار خون گزارش شده است. اثرات گانودرما لوسیدوم بر وضعیت جسمانی انسان هنوز ناشناخته است. طبق بررسی ما، تنها یک مطالعه اثرات گانودرما لوسیدوم بر وضعیت جسمانی مطالعه کرده و نتیجه گرفتند اثرات آنتی اکسیدانی گانودرما لوسیدوم موجب شده ورزشکاران در برابر تمرینات سخت تحمل بیشتری از خود نشان دهند. همچنین اثرات قارچ در افزایش آنزیم های آنتی اکسیدانی در موش بررسی شده است. نتایج این مطالعه نشان داد گانودرما لوسیدوم دارای اثرات محافظتی در برابر تمرینات شدید می باشد که این گونه تمرینات می توانند موجب استرس اکسیداتیو شوند. علاوه بر این، اثرات مشابهی بر وضعیت جسمانی و خستگی در بیماران مبتلا به سرطان سینه گزارش شده ات اما مکانیسم آن ها هنوز ناشناخته است.

گیاه Ceratonia silique (CS) یک درمان طبیعی است که در بسیاری از کشور های مدیترانه در تهیه شیرینی و نوشیدنی استفاده می شود. این گیاه خرنوب هم نامیده می شود که از میوه درخت CS تهیه می شود. پودر این گیاه سرشار از پلی فنول می باشد که می تواند به عنوان آنتی اکسیدان در بدن عمل کند. با توجه به قیمت ارزان آن، به عنوان یک منبع ارزان قیمت از آنتی اکسیدان ها به شمار می رود. در موش ها اثرات ضد افسردگی در مطالعات قبلی گزارش شده است. با این حال این اثرات در نمونه های انسانی مطالعه شده است.

مطالعات اخیر حاکی از آن است که استرس اکسیداتیو نقش مهمی در بروز بیماری فیبرومیالوژی دارد. با توجه به تاثیر استرس اکسیداتیو در وضعیت جسمانی، می توان از منابع آنتی اکسیدانی در بهبود وضعیت جسمانی این بیماران استفاده شود. با توجه به اثرات بالقوه GL و CS نه تنها به عنوان منابع آنتی اکسیدانی (بخصوص GL که ویژگی های دیگر آن هم در بالا ذکر شده است)، هدف از این مطالعه بررسی اثرات GL و CS در وضعیت فیزیکی بیماران مبتلا به فیبرومیالوژی می باشد. هدف دوم این مطالعه بررسی ایمنی درمان با GL و CS است.

روش ها:

مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور است. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به یکی از دو گروه گانودرما لوسیدوم (GLG) و گروه گیاه خرنوب (CSG) ملحق شدند. افراد از وجود هر دو گروه اطلاع داشته اما نمی دانستند در کدام گروه حضور دارند. انتخاب تصادفی افراد شرکت کننده توسط یکی از محققان با استفاده از اعداد تصادفی انجام شد. این محقق در جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آن ها نقشی نداشته است. بنابراین افراد زیر نسبت به مطالعه کورسازی شده اند:

الف) افراد تحت درمان ب) افراد ناظر بر درمان ج) افرادی که نتایج را جمع آوری کردند د) افرادی که نتایج را تجزیه و تحلیل کردند.

بعد از ارزیابی اولیه، شرکت کنندگان مقادیر گانودرما لوسیدوم و گیاه خرنوب را طی 6 هفته دریافت کردند. افراد گروه GLG، 3 گرم گانودرما لوسیدوم در آب گرم حل کرده و دو بار در روز مصرف کردند (6 گرم در روز). تجویز اولیه در زمان صبحانه و تجویز بعدی در زمان شام بود. افراد گروه CSG هم 6 گرم از گیاه خرنوب مشابه گروه قبل مصرف کردند.

جمع آوری داده ها:

به منظور ارزیابی وضعیت جسمانی و ظرفیت عملکردی، آزمایشات زیر انجام شد:

استحکام عضلات فوقانی بدن: این روش توسط دو آزمون سنجیده شد. آزمون قدرت فشردن دست و آزمون خم کردن بازو. به منظور انجام آزمون قدرت فشردن دست از دستگاه دینامومتر (Takei TKK 5401 Digital Handgrip Dynamometer, Tokyo Japan) استفاده گردید. بیماران مجبور به فشردن دینامومتر هستند. بهتر است از هر دو دست برای انجام این کار استفاده شود. آزمون دوم، آزمون خم کردن بازو می باشد. این آزمون تعداد تکرار هایی که بیمار قادر به خم کردن دست خود در 30 ثانیه می باشد، اندازه گیری می کند و برای هر دست انجام می شود.

استحکام عضلات تحتانی بدن: به این منظور، از آزمون 30 ثانیه نشستن روی صندلی استفاده می شود. شرکت کنندگان با نشستن روی صندلی و قرار دادن دست ها روی شانه، این آزمون را انجام می دهند. در این روش، تعداد دفعاتی که فرد بلند شده و می نشیند، محاسبه می گردد. تعداد دفعات بلند شدن ثبت می شود.

انعطاف پذیری بالاتنه: به منظور بررسی ، آزمون کشش دست ها به سمت پشت انجام می شود. در این آزمون، فاصله بین انگشتان در پشت اندازه گیری شده و همپوشانی دست ها دارای امتیاز مثبت است.

انعطاف پذیری پایین تنه: برای بررسی انعطاف پذیری پایین تنه، از آزمون نشستن و رسیدن استفاده می شود. در این روش، شرکت کنندگان روی میز نشسته و پاهای خود را می کشند. ابتدا پای راست و سپس پای چپ. سپس باید انگشت میانی دست مربوطه را به پاهای خود نزدیک کرده و همین موقعیت را حفظ کنند و بهترین امتیاز ثبت می شود.

تعادل و چالاکی: آزمون بلند شدن و رفتن زمان دار ( TUG) به منظور بررسی تعادل پویا و چالاکی استفاده گردید. در این روش از شرکت کنندگان خواسته شده روی صندلی نشسته و به پشتی صندلی تکیه دهند. بلافاصله برخیزند، یک مسافت 3 متری را طی کرده و برگردند و دوباره روی صندلی بنشیند و تکیه دهند. بهترین امتیاز از بین دو تکرار ثبت می شود.

استقامت هوازی: بدین منظور از آزمون راه رفتن 6 دقیقه ای استفاده گردید. هدف آن، سنجش حداکثر فاصله ای است که شرکت کنندگان طی مدت زمان 6 دقیقه طی می کنند. این آزمون در یک فضای مربعی شکل به ابعاد 20 متر صورت گرفت.

سرعت: به منظور بررسی سرعت، از شرکت کنندگان خواسته شد مسافت 20 متر را در سریع ترین زمان ممکن طی کنند. میانگین سرعت از تقسیم مسافت 20 متر بر زمان طی شده، محاسبه می گردد.

تعادل: این مورد توسط دستگاه تعادل سنج بیودکس (Shirley, NY, USA) اندازه گیری می شود. این دستگاه توانایی فرد را در حفظ تعادل خود می سنجد. همچنین شیب محور را در شرایط تعادلی ایستا و پویا اندازه گیری می کند. از آزمون بالینی تعامل حسی در تعادل (CTSIB) هم استفاده گردید. این آزمون توسط دستگاه های مختلفی که در مطالعات قبلی ذکر شد، صورت گرفت. اما طبق یافته های ما، انجام این آزمون به کمک دستگاه تعادل سنج برای اولین بار صورت می گیرد. آزمایشات زیر به منظور بررسی نوسان وضعیتی در روش CTSIB صورت می گیرد:

  • چشم ها روی سطح محکمی باز شده تا اطلاعات مناسب از طریق سیستم های درگیر که شامل حس پیکری، بینایی و دهلیزی نام دارند، اندازه گیری شود.
  • چشم ها روی سطح محکمی بسته شده تا اطلاعات مناسب از طریق سیستم های درگیر که شامل حس پیکری و دهلیزی نام هستند، اندازه گیری شود در حالی که اطلاعات بینایی را نمی توان اندازه گیری کرد.
  • چشم ها بر روی سطح ناپایدار باز می شود. در این حالت، وضعیت حس پیکری به خطر افتاده در نتیجه اطلاعات بینایی و دهلیزی اندازه گیری می شوند.
  • چشم ها بر روی سطح ناپایدار بسته می شوند. در این وضعیت، اطلاعات دهلیزی فقط اندازه گیری می شود در حالی که اطلاعات حس پیکری و بینایی قابل اندازه گیری نمی باشد.

استقامت عضلات تنه: استقامت عضلات توسط آزمون ایتو (Ito) ارزیابی شد. در ابتدا استقامت عضلانی فلکسور های تنه بررسی گردید. بدین منظور شرکت کنندگان به حالت طاقباز قرار گرفته و اندام هاي تحتاني خود را در حالي كه ران به صورت كاملا عمودي و ساق به صورت كاملا افقي قرار داشته باشند، نگه دارد. به منظور اندازه گیری قدرت عضلانی اکستنسور های تنه، شرکت کنندگان به حالت دمر قرار گرفته و از فرد خواسته شده كه با نگه داشتن سر و گردن خود در حالت فلكشن، جناغ سينه خود را از سطح زمین جدا كنند. در هر دو آزمون، بیشترین زمانی که فرد می تواند وضعیت خود را حفظ کند ثبت می شود.

آنالیز آماری:

متغیر های توصیفی در هر دو گروه مشخص شد. آزمون t نمونه های مستقل به منظور مقایسه ویژگی های پایه ای GLG و CSG استفاده گردید. توزیع داده ها توسط آزمون کولموگروف–اسمیرنف (Kolmogorov-Smirnov) صورت گرفت.

تجزیه و تحلیل واریانس (ANOVA) با اندازه گیری های مکرر به منظور بررسی نتایج تیمار بر وضعیت جسمانی استفاده شد. آزمون t وابسته به منظور بررسی تغییرات هر دو گروه در مقایسه با حالت پایه مورد استفاده قرار گرفت.

علاوه بر کارایی آزمون که در آن شرکت کنندگان حداقل 80 درصد دوز را مصرف کرده و درمان را کامل کردند، از رویکرد تحلیل به قصد درمان هم استفاده شد. 64 شرکت کننده اولیه حضور داشتند. داده های مربوط به همه شرکت کنندگان حتی افرادی که 80 درصد دوز را مصرف نکردند (10 نفر) هم جمع آوری شد. داده های پس از درمان افراد باقیمانده (6 نفر) با توجه به میانگین تغییرات محاسبه گردید. سطح معناداری در p<0.05 تنظیم شده و تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزار SPSS صورت گرفت.

نتایج

ویژگی شرکت کنندگان در جدول I نشان داده شده است. هیچ اختلاف معنی داری بین تیمار با GLG و CSG در سطح پایه مشاهده نشده است.

p CSG (25 نفر) GLG (25 نفر)  
0/367 (11/75) 53/62 (8/05) 56/25 سن (سال)
0/514 (6/16) 156/13 (4/63) 157/16 قد (سانتی متر)
0/429 (13/50) 61/50 (9/87) 64/21 وزن (کیلوگرم)
0/245 (8/77) 64/76 (7/31) 62 توده عضلانی (درصد)
0/285 (7/92) 32/33 (7/67) 34/80 توده چربی بدن (درصد)
0/522 (4/83) 25/20 (3/82) 26 توده وزن بدن (BMI)
0/652 (12/76) 1992 (12/09) 1993 تاریخ شروع علائم فیبرومیالوژی

در ابتدا، 64 خانم به صورت تصادفی در دو گروه مساوی تقسیم شدند. اگرچه شرکت کنندگان نهایی شامل 48 نفر بوده که 25 نفر مربوط به گروه GLG و 23 نفر مربوط به گروه CSG هستند. از میان 64 بیمار، 5 شرکت کننده از هر گروه حداقل دوز 80 درصد را مصرف نکرده و از مطالعه حذف شدند؛ 1 شرکت کننده بعد از انتخاب به صورت تصادفی، تصمیم به عدم شرکت در مطالعه گرفته و 1شرکت کننده دیگر هم به تماس ها و مکاتبات پاسخ نداده؛ 2 شرکت کننده درمان معمول خود را تغییر داده و از مطالعه حذف شدند؛ همچنین 1 فرد دیگر به دلیل آسیب عضلانی حاد قادر به انجام آزمون های آمادگی جسمانی نبوده؛ 1 نفر هم پس از انجام اندازه گیری ها، حضور نیافته و از مطالعه حذف شدند (شکل 1). در نهایت 48 خانم در تجزیه و تحلیل کارایی مطالعه باقی ماندند (GLG=25، CSG=23) در حالیکه در رویکرد تحلیل به قصد درمان 64 نفر شرکت کردند (GLG=32، CSG=32).

اثرات GLG و CSG بر وضعیت جسمانی در جدول II مشاهده می شود. بعد 6 هفته درمان، اختلاف آماری معنی داری در استقامت هوازی بین دو گروه وجود داشت (p<0.05). علاوه بر این، GLG افزایش معنی داری در بهبود سرعت و انعطاف پذیری پایین تنه در مقایسه با CSG از خود نشان داد (p<0.05). اگرچه افزایش انعطاف پذیری پایین تنه در آزمون تحلیل به قصد درمان مشاهده گردید (جدول III).

80/3-12/4-کشیدگی پشت (سانتی متر)انعطاف پذیری بالا تنه

3-/804-/12کشیدگی پشت (سانتی متر)انعطاف پذیری بالا تنه

CSG GLG
میزان اثرات کلی Pb F میزان تاثیرات درون گروهی Pa میانگین بعد درمان میانگین در سطح پایه میزان تاثیرات درون گروهی Pa میانگین بعد درمان میانگین در سطح پایه آزمون نتایج
0/132 0/656 0/201 0/016 0/910 20/28 20/36 0/072- 0/601 19/92 19/58 دست راست (کیلوگرم) استحکام عضلات فوقانی بدن
0/021 0/946 0/005 0/143- 0/420 19/39 18/73 0/131- 0/482 18/91 18/33 دست چپ (کیلوگرم)
0/112 0/705 0/145 0/877- 0/001 12/91 10/09 0/830- 001/0 > 13/36 10/20 خمیدگی بازو راست (تکرار)
0/398 0/188 1/784 0/681 0/001 12/67 10/41 0/782- 001/0 > 13/81 10/48 خمیدگی بازو چپ (تکرار)
0/133 0/659 0/197 0/058 0/754 5/86- 5/36- 0/029- /7
0/887 0/004 9/060 0/014- 0/893 0/22- 0/35- 0/452- 001/0 > 4/00 0/20- نشستن و رسیدن (سانتی متر) انعطاف پذیری پایین تنه
0/113 0/706 0/144 0/257 0/329 7/00 7/31 0/378- 0/007 6/85 7/29 بلند شدن و رفتن زمان دار (ثانیه) تعادل و چالاکی
0/497 0/045 4/260 0/080 0/643 469/49 477/73 0/301- 0/006 528/97 507/00 6 دقیقه پیاده روی (متر) استقامت هوازی
0/175 0/561 0/343 0/279- 0/051 10/86 10/22 0/462- 0/005 11/14 10/26 نشستن روی صندلی (تکرار) استحکام عضلات تحتانی بدن
0/625 0/040 4/491 0/059- 0/883 3/24 3/26 0/254 0/002 3/54 /353 20 متر پیاده روی (متر/ثانیه) سرعت
0/424 0/157 2/066 0/203 0/238 4/32 4/72 0/090- 0/478 4/77 4/63 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم باز (سطح محکم)
0/329 0/271 1/239 0/247 0/255 0/62 0/73 0/599 0/021 0/51 0/78 شاخص نوسان (˚)
0/239 0/422 0/657 0/245 0/205 4/20 4/66 0/830 0/591 4/70 4/83 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم بسته (سطح محکم)
0/174 0/558 0/348 0/216 0/136 0/90 1/01 0/355 0/080 0/99 1/19 شاخص نوسان (˚)
0/205 0/490 0/483 0/243- 0/210 4/38 3/97 0/078- 0/635 4/14 4/02 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم باز (سطح ناپایدار)
0/026 0/931 0/008 0/418 0/001 1/05 1/22 0/249 0/218 1/26 1/42 شاخص نوسان (˚)
0/202 0/497 0/469 0/147- 0/279 4/89 4/57 0/013- 0/933 4/92 4/90 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم بسته (سطح ناپایدار)
0/117 0/693 0/157 0/106 0/562 2/82 2/93 0/000 0/997 3/22 3/22 شاخص نوسان (˚)
0/242 0/605 0/272 0/056- 0/817 41/49 39/45 0/211- 0/321 54/55 46/18 شکمی (ثانیه) استقامت عضلات تنه
0/168 0/612 0/261 0/081 0/777 46/41 49/73 0/123- 0/666 59/36 54/01 کمری (ثانیه)

GLG: گروه گانودرما لوسیدوم؛ CSG: گروه گیاه خرنوب؛ Pa: تست t، Pb: تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر به منظور بررسی نتایج دو گروه بعد درمان.

CSG (32 نفر) GLG (32 نفر)
میزان اثرات کلی Pb F میزان تاثیرات درون گروهی Pa میانگین بعد درمان میانگین در سطح پایه میزان تاثیرات درون گروهی Pa میانگین بعد درمان میانگین در سطح پایه آزمون نتایج
0/052 0/838 0/042 0/346 0/571 18/51 19/98 0/338 0/885 18/17 19/81 دست راست (کیلوگرم) استحکام عضلات فوقانی
0/160 0/530 0/399 0/215- 0/147 19/47 18/51 0/084- 0/535 18/56 18/17 دست چپ (کیلوگرم)
0/108 0/672 0/182 0/909- 0/000 12/45 9/06 0/826- 0/000 12/82 9/76 خمیدگی بازو راست (تکرار)
0/209 0/415 0/674 0/707- 0/000 12/65 9/92 0/811- 0/000 13/65 10/36 خمیدگی بازو چپ (تکرار)
0/313 0/223 1/514 0/119 0/282 6/25- 5/00- 0/045- 0/560 3/50- 4/00- کشیدگی پشت (سانتی متر) انعطاف پذیری بالا تنه
0/527 0/44 4/312 0/070- 0/397 0/43 0/34- 0/375- 0/000 3/02 0/28- نشستن و رسیدن (سانتی متر) انعطاف پذیری پایین تنه
0/103 0/688 0/163 0/160 0/288 7/18 7/43 0/322 0/010 6/89 7/25 بلند شدن و رفتن زمان دار (ثانیه) تعادل و چالاکی
0/486 0/060 3/661 0/096 0/478 474/79 484/46 0/269- 0/008 524/76 505/59 6 دقیقه پیاده روی (متر) استقامت هوازی
0/020 0/940 0/006 0/275- 0/003 10/75 10/03 0/398- 0/007 11/04 10/29 نشستن روی صندلی (تکرار) استحکام عضلات تحتانی بدن
0/481 0/063 3/581 0/037 0/808 3/25 3/27 0/282- 0/006 3/51 3/36 20 متر پیاده روی (متر/ثانیه) سرعت
0/324 0/207 0/740 0/055 0/726 4/49 4/60 0/133- 0/318 4/82 4/60 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم باز (سطح محکم)
0/131 0/607 1/628 0/219 0/087 0/68 0/80 0/533 0/005 0/53 0/79 شاخص نوسان (˚)
0/131 0/607 0/268 0/149 0/330 4/37 4/64 0/052 0/660 4/84 4/93 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم بسته (سطح محکم)
0/141 0/582 0/306 0/252 0/029 0/93 1/08 0/388 0/037 0/96 1/19 شاخص نوسان (˚)
0/134 0/599 0/279 0/264- 0/117 4/35 3/93 0/148- 0/311 4/41 4/18 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم باز (سطح ناپایدار)
0/078 0/781 0/078 0/231 0/029 1/16 1/30 0/285 0/105 1/25 1/42 شاخص نوسان (˚)
0/210 0/413 0/681 0/169- 0/171 4/93 4/60 0/033- 0/845 5/02 4/97 شاخص ثبات (˚) تعادل. چشم بسته (سطح ناپایدار)
0/029 0/910 0/013 0/028 0/870 2/95 2/98 0/000 0/995 3/32 3/32 شاخص نوسان (˚)
0/123 0/630 0/235 0/119- 0/434 40/62 36/36 0/227- 0/209 53/90 45/55 شکمی (ثانیه) استقامت عضلات تنه
0/071 0/780 0/079 0/037- 0/858 49/17 47/66 0/121- 0/598 58/86 53/82 کمری (ثانیه)

بحث

مهمترین یافته مطالعه حاضر این بوده است که دریافت 6 گرم گانودرما لوسیدوم در روز پس از 6 هفته دوره درمان، موجب بهبود وضعیت جسمانی بیماران شده است و به طور جزئی تر بهبود این شرایط در استقامت هوازی، سرعت پیاده روی و انعطاف پذیری پایین تنه مشاهده شد. از طرفی دیگر، گیاه خرنوب در بهبود شرایط جسمانی بیماران مبتلا به فیبرومیالوژی بی تاثیر بوده است. طبق یافته های ما، این اولین مطالعه ای می باشد که به بررسی اثرات گانودرما لوسیدوم و گیاه خرنوب بر وضعیت جسمانی بیماران مبتلا به فیبرومیالوژی می پردازد.

به دلیل عدم وجود مطالعات در زمینه مکانیسم احتمالی گانودرما لوسیدوم و گیاه خرنوب بر وضعیت جسمانی، تشریح چگونگی افزایش استقامت هوازی، سرعت و انعطاف پذیری افراد تیمار شده با گانودرما، مشکل می باشد. بهترین توضیح در این رابطه می تواند ویژگی های آنتی اکسیدانی آن باشد. علاوه بر این ویژگی های اکسید کنندگی/آنتی اکسیدانی را می تواند عامل مهمی در سلامت جسمی و روانی بیماران مبتلا به فیبرومیالوژی دانست. اگرچه هم گانودرما لوسیدوم و هم گیاه خرنوب منابع آنتی اکسیدانی مناسبی به شمار می روند. بنابراین هیچ تضمینی مبنی بر بهبود ویژگی های مذکور با توجه به اثرات آنتی اکسیدانی وجود ندارد. مطالعات بیشتری در زمینه اثرات فیزیولوژیکی گانودرما لوسیدوم بر وضعیت جسمانی مورد نیاز است.

اگرچه مطالعه حاضر قادر به شرح چگونگی مکانیسم بهبود وضعیت جسمانی نیست اما ارتباط نتایج ما وسیع بوده است. طبق یافته های ما، مطالعه حاضر اولین مطالعه ای است که اثرات گانودرما لوسیدوم و خرنوب را بر وضعیت فیزیکی در یک جمعیت با بیماری خاص بررسی می کند. بنابراین، می تواند به عنوان مطالعه پایه برای تحقیقات بعدی در آسیب شناسی افرادی با وضعیت جسمانی ضعیف به کار رود. در همین راستا، نتایج حاضر یافته های حاصل از مطالعه در دوچرخه سواران را تایید می کند. در نتیجه این مطالعه به عنوان محور مطالعات بعدی در زمینه اثرات گانودرما لوسیدوم در عملکرد های ورزشی محسوب می شود.

ارتباط وضعیت جسمانی در خانم های مبتلا به فیبرومیالوژی کاملا شناخته شده است. در واقع، ارتباط نزدیکی بین وضعیت جسمانی با رضایت مندی از زندگی و سلامتی وجود دارد چون به توانایی فرد در انجام فعالیت های روزمره بستگی دارد. علاوه بر این استقامت هوازی و انعطاف پذیری بشدت به کیفیت زندگی مرتبط با سلامت وابسته است. اثرات درمانی گزارش شده در زمینه سرعت نسبت به حداقل تغییرات واقعی، بالاتر است بطوریکه سرعت در بیماران مبتلا به درد های مزمن آرتروز 07/0 متر بر ثانیه گزارش شده است.

در این مطالعه، ایمنی گیاه گانودرما لوسیدوم و خرنوب هم بررسی شده است. در مجموع 10 نفر از شرکت کنندگان حداقل دور 80 درصد را دریافت نکردند. در این میان، 5 نفر متعلق به گروه GLG و 5 نفر متعلق به گروه CSG هستند که به طور میانگین 63/15 درصد کل نمونه ها را شامل می شوند. شایع ترین مشکلات این 10 نفر شامل تهوع خفیف، اسهال و عصبانیت بوده است. بعضی از شرکت کنندگان مدعی بودند علت این مشکلات به طعم نامناسب آن برمی گردد. در تمامی موارد واکنش ها خفیف یا متوسط بوده و از شرکت کنندگان خواسته شده که دوز مصرفی را به 3 گرم در روز کاهش دهند. با این حال، هیچ یک از بیمارانی که دوز را کاهش دادند قادر به ادامه درمان نبوده و مطالعه را متوقف کردند. پس می توان نتیجه گرفت دوز مصرفی روزانه گانودرما لوسیدوم یا گیاه خرنوب علت این مشکلات نبوده است.

مطالعه فعلی دارای محدودیت هایی هم بوده است. محدودیت اصلی آن، فقدان مطالعات قبلی می باشد که بتواند مکانیسم تفاوت های مشاهده شده را شرح دهد. علاوه بر این، با توجه به اینکه هر دو روش درمانی منابع آنتی اکسیدانی هستند، نمی توان نتیجه گرفت تغییرات مربوطه بر اساس ویژگی های آنتی اکسیدانی است یا خیر. محدودیت دیگر فقدان اطلاعات کافی در زمینه میزان دوز کافی از گانودرما لوسیدوم و خرنوب در خانم های بالغ می باشد. سوم، طول دوره درمان می تواند به منظور بهبود بعضی از متغیر های آمادگی جسمانی کافی نبوده باشد. در نهایت با توجه به اینکه تفاوت آماری معنی داری در بعضی از آزمون های آمادگی جسمانی مشاهده نشده، اثرات درمانی در نمونه های کم را نمی توان نادیده گرفت.

با وجود تمامی این محدودیت ها می توان نتیجه گرفت گانودرما لوسیدوم در بهبود استقامت، انعطاف پذیری پایین تنه و سرعت موثر بوده است. از سوی دیگر، به نظر می رسد گیاه خرنوب در بهبود وضعیت جسمانی بیماران مبتلا به فیبرومیالوژی تاثیری نداشته است. با این حال، مطالعات بیشتری با دوز های مختلف و دوره های مداخله ای طولانی تر با گانودرما لوسیدوم و گیاه خرنوب مورد نیاز است. همانطوری که مطالعات بیشتری در زمینه مکانیسم بهبود این شرایط مورد احتیاج است.

 

منابع:

www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26545669

دیدگاهتان را بنویسید

Your email address will not be published.

top